الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

119

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)

قيّم تو بود مرده است ، خدا را سپاسگزار باش و بىتابى نكن تا اجرت ضايع نشود ! » . پس از آن به من خبر رسيد كه پسر بيمارم بهبود يافته است ولى آن پسر بزرگم درگذشته است ، اين رخدادها درست همان روزى بود كه پاسخ ابومحمّد عليه السلام به من رسيده بود . « 1 » 18 - از يحيىبن قشيرى يكى از اهالى روستايى به نام قير نقل كرده ، مىگويد : ابومحمّد عليه السلام وكيلى داشت كه در سرايى اتاق گرفته بود و در آن زندگى مىكرد و خدمتكار سفيدپوستى به همراه او بود كه اين وكيل بر آن خدمتكار طمع بسته بود ولى او نپذيرفت مگر به شرط صرف شراب خرما ، او نيز فراهم كرده و نزد او آورد ، در حالى كه بين او و ابومحمّد عليه السلام سه در بسته بود ! و مىگويد : خود وكيل برايم نقل كرد كه من بيدار و متوجه بودم كه ناگاه درها باز شد و امام عليه السلام خود آمد و بر در اتاق ايستاد و فرمود : « اى حاضران ! از خدا بترسيد و برحذر باشيد ! » چون صبح شد دستور داد : آن خدمتكار را فروختند و مرا از آن خانه بيرون كردند . « 2 » 19 - از محمّدبن ربيع شائى نقل كرده است ، مىگويد : من با يك مرد ثنوى ( دوگانه پرست ) در اهواز مناظره كردم و بعد به سامرا آمدم در حالى كه از سخنان او چيزى به دلم نشسته بود ! روزى بر در خانهء احمدبن خضيب نشسته بودم كه ابومحمّد عليه السلام از دارالخلافه - روز موكب خلافتى ( روز سان ديدن ) - بيرون آمد ، نگاهى به

--> ( 1 ) - كافى : 1 / 511 . ( 2 ) - همان .